بـه پــایـگاه ا طـلاع رســانـی ثـبـت ا حــــو ا ل زیــــرکـو ه خـو ش آ مــد یـــــد. . . . . . . . . اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلا

 

 

 

 
نظر شما درباره این سایت چیست؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف

 

بانک اطلاعاتی شهرستان بیرجند
فرهنگ و ادب
     

فرهنگ و ادبیات

گابریل گارسیا مارکز

با امکان دریافت دو اثر معروف او

خاطرات روسپیان سودا زده من

دوازده داستان سرگردان

گارسیا مارکز

گابریل گارسیا مارکز که دوستانش او را گابو می گویند بزرگترین نویسنده امریکای لاتین می باشد. او با صد سال تنهایی به شهرت جهانی رسید اگر چه دیگر اثار او نیز در حوزه ادبیات امریکای لاتین از ارج و اعتبار والایی برخوردار است.

برخی از اثار مشهور او عبارتند :   صد سال تنهایی /  کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد / عشق سالهای وبا /  پاییز پدر سالار /   وقایع نگاری مرگی از پیش اعلام شده /  خاطرات روسپیان تنهای من / دوازده داستان سرگردان

گابریل جوسی گارسیا مارکز، رمان‌نویس، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی کلمبیایی در ۶ مارس ۱۹۲۸ در "آراکاتاکا" متولد شد؛ هر چند که پدرش همیشه ادعا می‌کرد که در حقیقت او ۱۹۲۷ به دنیا آمده است. از آنجا که والدینش کم‌بضاعت بودند، نزد پدربزرگش پرورش یافت.

وی در کودکی خجالتی و ساکت بود و همچنین شیفته صحبت‌های پدربزرگ و قصه‌های خرافاتی مادربزرگش. گارسیا مارکز بعد‌ها نوشت: "احساس می‌کنم که همه نوشته‌هایم درباره تجربیات من از اجدادم است". پدربزرگش هنگامی که او هشت ساله بود درگذشت و بینایی مادربزرگش ضعیف شد؛ بدین دلیل گابو به نزد خانواده خود بازگشت.

او به پانسیون شبانه روزی در "بارانونکیولا"، شهر بندری در دهانه رودخانه "ماگدالنا" فرستاده شد. در آنجا او به عنوان پسری خجالتی که شعرهای فکاهی می‌گوید و کاریکاتور هم می‌کشد، شهره شد. اگر چه تنومند و ورزشکار نبود، اما بسیار جدی بود. همین باعث شد همکلاسی‌هایش او را "پیرمرد" صدا کنند.

وی در نهایت در سال ۱۹۴۰، وقتی ۱۲ سال سن داشت، موفق شد بورس تحصیلی‌ِ مدرسه‌ای که برای دانش آموزان با استعداد در نظر گرفته می‌شد را به دست آورد. غروب‌ها اغلب در خوابگاه برای دوستانش کتاب‌ها را با صدای بلند می‌خواند و سرگرمی‌اصلی‌اش همین بود.

گابو در سال ۱۹۴۱ اولین نوشته‌هایش را در روزنامه‌ای به نام "Juventude" که مخصوص دانش‌آموزان دبیرستانی بود منتشر کرد و پس از فارغ التحصیل شدنش در سال ۱۹۴۶، آرزوهای والدینش را برآورده کرد و در بوگوتا در مدرسه حقوق "یونیورساد ناسیونال" نام‌نویسی کرد و بعدها هم در رشته روزنامه نگاری به تحصیل پرداخت.

گارسیا مارکز به ژنو، رم، لهستان و مجارستان سفر کرد و سرانجام در پاریس مستقر شد جایی که او خبر دار شد کارش را از دست داده است. بنا به دستور حکومت دیکتاتوری پینیلا، روزنامه "ال اسپکتدور" تعطیل شد. در محله‌ای لاتین، و به اعتبار و لطف مهمان‌خانه‌داری زندگی کرد، آنجا تحت تاثیر آثار همینگوی یازده داستان نوشت که پیش‌نویس کتاب "کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد" شدند. کتابی که بعدها به نام "ساعت نحس" تغییر نام داد و منتشر شد.

گارسیا مارکز 
گابریل گارسیا مارکز و کتاب "صد سال تنهایی"

وی در سال ۱۹۶۵ میلادی نگارش رمان "صد سال ‌تنهایی" را آغاز کرد و این کار را پس از سه سال پایان برد. این رمان شاهکار گارسیا مارکز محسوب می‌شود. وی در مورد این رمان گفته است: "لحن و صدایی که من سرانجام در "صد سال تنهایی" به کار گرفتم بر پایه روشی بود که مادربزرگم در گفتن قصه‌هایش به کار می‌گرفت. او چیزهای کاملا خیال‌گونه را جوری بیان می‌‌کرد که واقعگرایانه‌ترین شکل ممکن را داشتند. جلوه آنچه را که می‌گفت در سیمایش مشهود بود. او وقتی که قصه‌هایش را می‌گفت طرز گفتارش را تغییر نمی‌داد و با این کارش همه را مجذوب می‌کرد. آنجا بود که من کشف کردم چه باید بکنم تا خیال را باورپذیر سازم. به همان لحنی که مادربرزگم قصه‌ها را برایم بازگفته بود آنها را نوشتم."

"صد سال تنهایی" در عرض یک هفته ۸۰۰۰ نسخه‌ به فروش رفت. از آن نقطه بود که موفقیت های مارکز بیمه و تضمین شد. "صد سال تنهایی" به ۲۴ زبان ترجمه شد و چهار جایزه بین المللی را نصیب خود کرد . در این زمان گارسیا مارکز ۳۹ ساله بود.

این نویسنده در سال ۱۹۸۲ به جایزه نوبل ادبیات دست یافت و در سال ۱۹۹۹ به عنوان مرد سال آمریکای لاتین شناخته شد. در سال ۲۰۰۰ مردم کلمبیا با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا توسط مارکز بودند که وی نپذیرفت.

پزشکان در سال ۱۹۹۹ تشخیص دادند که مارکز به بیماری سرطان لنفاوی مبتلا شده است. وی هم‌اکنون در مکزیکو سیتی (پایتخت کشور مکزیک) و تحت رژیم درمانی و غذایی خاصی زندگی می‌کند و گاهی برای درمان به بیمارستانی در ایالت کالیفرنیای امریکا می‌رود و در لس‌آنجلس اقامت می‌گزیند.

مجموعه داستان "دوازده داستان سرگردان" اثر گابریل گارسیا مارکز، برنده کلمبیایی نوبل ادبیات، توسط "بهمن فرزانه" به فارسی ترجمه شد. وی این داستان‌ها را از زبان ایتالیایی به فارسی ترجمه کرده است. فرزانه پیش‌تر نیز آثاری از این نویسنده کلمبیایی از جمله رمان "صد سال تنهایی" را از زبان ایتالیایی به فارسی برگردانده که به باور برخی از علاقه‌مندان به آثار مارکز، ترجمه او از سایر ترجمه‌های این اثر کم نقص‌تر است.

"دوازده داستان سرگردان" پیش‌تر هم در سال ۱۳۷۳ توسط مترجمی به نام رضا موسوی به فارسی ترجمه و از سوی نشر علم در ایران منتشر شده است. نسخه‌های این ترجمه هم‌اکنون در بازار کتاب ایران نایاب است. اگر چه این ترجمه خالی از ایراد نیست اما به دلیل ترجمه از منابع اصل و زبان مادر قابل توجه و تامل است. این ترجمه را در این صفحه برای دریافت بصورت فایل PDF در اختیار شما قرار داده ایم.

از گارسیا مارکز همچنین کتاب "خاطرات روسپیان سودا زده من" در دسترس شما قرار دارد و می توانید آن را از لینک های زیر دانلود کنید.

آخرین بروز رسانی : 1389/05/26 22:37:22  تعداد مشاهده : 2606  نویسنده / ویرایشگر : M.Sharifzadeh


 

 

 

 

 

 

 

 
کل کاربران : 398356
کاربران امروز : 59
بازدید امروز : 60
کاربران دیروز : 84
بازدید دیروز : 90
کاربران آنلاین : 35

 

 

وب سایت اداره ثبت احوال زیرکوه


طراحی و پیاده سازی توسط : گروه نرم افزاری راک
RaakCMS